..........یا حسین غریب مادر تویی ارباب دل من.........
کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

زینب آن بانوی عظمایی که دست قدرتش
کهکشان چرخ را بر پا طناب انداخته
شمسه کاخ جلال و رفعتش از فرط نور
مِهر عالم تاب را٬از آب و تاب انداخته
دختر مرد دوعالم٬آنکه گاهِ خشم خویش
رَعشه بر این چارمام و هفت باب انداخته
این همان بانوست٬که از نطق و بیان همچون علی
انقلاب از کوفه تا شام خراب انداخته
گر زبانش ذوالفقارحیدری نَبود چرا؟
خصم را دردل شرر٬همچون شهاب انداخته
همتش چون بازوی خیبر گشای حیدریست
بارگاه کفر٬را در انقلاب انداخته
کشتی دین٬کربلا شد غرق از طوفان کفر
همت زینب زنو آنرا بر آب انداخته
حِلم او٬صبر و توانایی زدست صبر برد
عِلم او٬از دست هر دانا کتاب انداخته
تا قیامت وصف او "موزون"اگر گویی کم است
زان که حق او را چو خود در احتجاب انداخته
"موزون اصفهانی"
ماه مبارک رجب آمده تا دلهای مجذوب را به ميهمانی شعبان ببرد.
رجب واقعاً ماه خداست. ماهی که تلنگری به دلت ميخورد که معبودت را چگونه می پرستی و....
خوشا به حال آنانکه رجب را از پيشگاه معبود شروع کردند و به سوی نور شتافتند.

زیارت رجبیه؛ در تعقیبات نمازهاى روز و شب در این ماه

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمىرسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ میگردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.
اعمال مشترك ماه مبارک رجب در ادامه ی مطلب حتما مطالعه و عمل کنید.
غنچه از عشقت شكوفا ميشود قطره با لطف تودريا ميشود
تاكه از افلاك نازل ميشودي كوثري تقديم دنيا ميشود
معني عرفان وعشق ودين تويي چون سعادت باتومعنا ميشود
رمز خلقت را زنامت يافتم رمز خلقت نام زهرا ميشود
عالمي قربان نام دختري كز كرامت مام بابا ميشود
كوثر جوشان رحمت مادر يازده خورشيد بيضا ميشود
هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود
یا علی قبر پرستویت کجاست
آن گل صد برگ خوش بویت کجاست
هر چه باشد من نمک پرورده ام
دل به عشق فاطمه خوش کرده ام
حج من بی فاطمه بی حاصل است
فاطمه حلال صدها مشکل است
من طواف سنگ کردم دل کجاست
راه پیمودم بسی منزل کجاست
کعبه ی بی فاطمه مشتی گل است
قبر زهرا کعبه ی اهل دل است
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
یاعلی![]()
![]()

خواب می دیدم که در بیداریم
در مسیر کاروانی جاریم
کاروانی بی سر و بی سر پرست
غل به گردن- خشک لب - تاول بدست
کاروان از بس که آتش دیده بود
اشک در چشمانشان خشکیده بود

در کوچه پس کوچه های کفر زده شام کاروانی از نور در حرکت است بانویی
در دل محمل ودختری در آغوشش.
حتی نگاه خسته اش هنوز به پیکرهای بی جان و سوخته از هجوم تازیانه
جان میبخشد چه صبورانه در این شامگاه زندگا نیش پای بر شام نهاده و نگاه غمزده اش
بر دخترکان و حریم حسینش نگران است.
............................................
یادگار برادرم نور چشمانم حجت خدا امام زمان من
علی جان تورا چه میشود؟
آتش افتاده به عمامه ات
بوسه های عجول سنگ ها به مقدمت
نگاه غیرتت بر حرم
خیمه ی ماتم دلت
در میان هلهله ورقص زنان شامی
بر پای نیزهای خون چکان
آه
میدانم غمت را میخوانم نگاهت را سلسله های غمت بر دوش عمه
علی جان صبور باش
.......................
سکینه جان
آرامش حسین من کمی دیگر تحمل کن
نگاه پدر را ببین
غمزده ی رخسار نیلی توست.
...................
رباب دلشکسته ام
علی اصغرت در آغوش مادرم زهرا ست اینقدر به دیدگان بسته ی
علی بر روی نی نگاه نکن.
................................................
رقیه جان
کبود ترین زهرا ی کاروان
ام ابیهای برادرم
چه قدر به آن نیزه مینگری؟
عمه را ببین
مرا شمیم زهرایی تو حیدوار به شام آورده است
عمه را در این شهر غم تنها نگذاری
رقیه جان من بی تو چون حیدر بی زهرایم عزیزم در این خرابه چاهی برای
گریه ی حیدرنیست
این همه شتاب برای پر زدنت دلم را خون کرده
کمی دیگر صبر کن گل چینان چمن
در باغ خرابه پر پر ت میکنند.
............................................
خدايا اي كاش الان قم بودمممممممممممممممممممممممممممممم.
السلام عليك يا حضرت معصومه عليها السلام.(ايشالله تابستون مثل هر سال ميام زيارتت يا خواهر شمس الشموس)
-------------------------------------------------------------------------------
اي غبارت توتياي چشم ما اي کربلا
در محرم سينه ها غرق ملالي ديگر است
جاري از چل چشمه دلها زلالي ديگر است
با حلولش برنخيزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروي محرم را هلالي ديگر است
بس که لحظه لحظه هايش سرخ و عاشورايي است
سير شيون کردنش امر محالي ديگر است
لحظه اي با لحظه هايش اشک حرمان ريختن
نيست ناممکن ولي محتاج حالي ديگر است
ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شيرخواري شير زالي ديگر است
چند روزي با علم ني اسبها را هي کنند
کودکان را در محرم قيل و قالي ديگر است
هيچ کس چون ما نگيرد ماتم اين ماه را
با محرم شيعيان را اتصالي ديگر است
تشنه يک سينه ي سيرم، مرا بسمل کنيد
بال بال مرغ بسمل، بال بالي ديگر است
عزتي گرهست جز" هيهات منَ الذِله" نيست
درس عشق آموختن کسب کمالي ديگر است
هرچه داريم از حسين(ع) و عشق او داريم ما
کربلا اي کربلا اي کربلا اي کربلا
(خدايا همه رفتن كربلا آخه به خدا دارم خدايا چرا منو جز آدما به حساب نمياري؟؟؟خدايا من چي بگم چيكار كنم به كي بگم من كه جز تو هيچكي رو ندارم جز تو و اهل بيت(ع).خدايا كمكم كن از هر كي ميپرسم حداقل يه بار كربلا رفته خدايا تو اين شب جمعه ازت تمنا مي كنم خواهش مي كنم به خاطر بزرگي امام زمان(عج)يه بار فقط يه بار بتونم برم كربلا)
اللهم عجل لوليك الفرج
نيازمند دعاييم.
(تو رو به خدا دعا كنيد كه زيارت كربلا نصيب ما هم بشه)
التماس دعا
يا علي[گل]
پيامبر اكرم(ص) فرمودند: چهاردسته اند كه من، روز قيامت، شفيع آنها هستم: ياري دهنده اهل بيتم، برآورنده حاجات اهل بيتم به هنگام اضطرار و ناچاري، دوستدار اهل بيتم به قلب و زبان و دفاع كننده از اهل بيتم با دست و عمل.
1.jpg)
ادامه ی مطلب رو حتما بخونید.(راجع به زندگی پیامبر(ص))
زیارتنامه امام حسن عسگری(ع)
|
درود بر تو ای سرورم ای ابامحمد حسن بن علی آن راهنمای راه يافته و رحمت خدا و
برکات او درود بر تو ای ولی و نماينده خدا و فرزند اوليائش درود بر تو ای حجت خدا و فرزند حجت های او درود بر تو ای برگزيده خدا و فرزند برگزيدگانش سلام و درود بر تو ای جانشين خدا و فرزند جانشينانش و پدر جانشين او درود بر تو ای خاتم پيامبران درود بر تو ای فرزند آقای اوصياء درود بر تو ای فرزند اميرمؤمنان درود بر تو ای فرزند بانوی بانوان جهانيان درود بر تو ای فرزند پيشوايان درود بر تو ای فرزند اوصياء راهنمايان درود بر تو ای عصمت و نگهبان پرهيزکاران درود بر تو ای امام رستگاران درود بر تو ای اساس اهل ايمان درود بر تو ای گشايش قلب اندوهناکان درود بر تو ای وارث پيامبران برگزيده خدا درود بر تو ای خزينه دار علم وصی رسول خدا درود بر تو ای دعوت کننده به احکام و قوانين خدا درود بر تو ای گويای به کتاب خدا درود بر تو ای حجت حجتهای الهی درود بر تو ای راهنمای امت ها درود بر تو ای ولی و سرپرست نعمتها درود بر تو ای گنجينه دانش درود بر تو ای کشتی بردباری درود بر تو ای پدر امام منتظر که عيان است برای خردمند حجت او و معرفت او به يقين ثابت و مبرهن است آنکه در پرده است از ديده ستمکاران و نهان است از دولت و حکومت فاسقان و بازگردانيد پروردگار ما بوسيله او اسلام ناب و تازه را بعد از گرفتگی و فرسودگی و قرآن را نو و تازه پس از کهنگی و پژمردگی گواهم ای مولا و سرورم که تو بدرستی به پا داشتی نماز را و ادا کردی زکوة را و امر به معروف کردی و نهی از منکر نمودی و دعوت کردی به سوی راه پروردگارت با کلام حکمت آميز و با پند و اندرز نيکو و پرستيدی خدا را خالصانه تا آخر عمرت از خدا درخواست مي نمايم به آن شأن و مقامی که نزد او داريد که بپذيرد زيارت مرا از شما و قدردانی نمايد کوششم را به سوی شما و اجابت فرمايد دعايم را بوسيله شما و قرار بدهد مرا از ياوران حق و پيروان و همراهانش و دوستانش و دوست دارانش و درود بر تو و رحمت خدا و برکات او خدايا درود فرست بر آقای ما محمد و خاندان محمد و درود فرست بر حسن بن علی راهنمای بسوی دين تو و دعوت کننده به سوی راه تو پرچم هدايت و راستی و چراغ تقوی و معدن گوهر خردمندی و جايگاه فرزانگی و باران رحمت بر مردم و ابر حکمت بار و دريای پند و اندرز و وارث پيشوايان و گواه بر امت که معصوم و پاکند از هر گناه و منزه از هر نقص و با فضيلت و مقرب درگاه خدا و پاکيزه از پليدی آنچنانکه به ارث دادی به او علم قرآن را و الهام کردی او را فرجام داوری و سخنوری و نصب کردی او را نشانه ای برای اهل قبله خود و قرين ساختی طاعت او را به پيروی خودت و واجب نمودی دوستی او را بر همه آفريدگانت خدايا چنانکه بازگشت نمود نيکويی و بي آلايشی در يگانگی تو و نابود کرد کسانيکه فرو رفته بودند در تشبيه تو به مخلوق ؟ و طرفداری و حمايت کرد از اهل ايمان به تو پس رحمت فرست پروردگارا بر او رحمتی که او را به مقام خاشعان رساند و بالا برد او را در بهشت به درجه جدش خاتم پيغمبران و برسان او را از جانب ما تحيت و سلام و عطا کن از آستان خودت در دوستی او بخشش فزون و احسان و آمرزش و خوشنودی را زيرا تويی صاحب فضل و رحمت بزرگ و نعمتی گرانمايه ای هميشه ای پاينده ای زنده ای پايدار ای برطرف کننده گرفتاری و اندوه و ای گشاينده غم و ای برانگيزنده رسولان و ای که وعده هايت همه راست است و ای زنده که نيست معبودی جز تو توسل جويم به درگاهت و به حبيب و دوست تو محمد و وصی محمد علی پسر عمش و دامادش بر دخترش آنکه پايان دادی بوسيله آن دو شريعت ها را و گشودی به آن دو در فهم تأويل و پيش درآمد و رازهای قرآن را درود فرست به آن دو يک نوع درودی که گواهش باشند اولين و آخرين و آنهايند موجب نجات دوستان و شايستگان و توسل جويم به فاطمه زهرا مادر ائمه و امام راهنمايان و بانوی بانوان جهانيان که شفاعت کنند درباره شيعيان اولادش که پاکند همه و رحمت فرست بر او رحمت هميشگی و پايان ناپذير جاويدان تا پايان روزگار و توسل جويم به درگاه تو به حسن آن پسنديده پاک و پاکيزه و حسين ستم ديده پسنديده نيک پرهيزکار دو آقای جوانان اهل بهشت و دو بهترين امام خيرخواه دو پاکيزه دو پرهيزکار دو آقای با نظيف و پاک دو شهيد و دو ستم ديده دو کشته شده در راه حق درود فرست بر آن دو تا برآيد آفتاب و فرو شود درودی پيوسته و پشت سر هم و توسل مي جويم بدرگاه تو به علی بن الحسين آقای عابدان و مستور از ترس ستمکاران و به محمد بن علی باقر آن امام پاک و نور درخشان آن دو امام بزرگ کليد برکت ها و دو چراغ تاريکيها و درود فرست بر آن دو بزرگوار تا درآيد شب و روشن شود روز رحمتی در صبح و شام و توسل مي جويم به تو به جعفر بن محمد آن راستگوی از طرف خدا و گويا و سخنور در دانش خدا به موسی بن جعفر بنده شايسته در خود و آن وصی خيرخواه که هر دو امام و راهنما و راه يافته و وافی و کافی بودند درود فرست بر آن دو بزرگوار تا تسبيح گويد تو را فرشته و به حرکت درآيد برای تو چرخی درودی که برايت و افزون شود و فانی و نابود نشود هرگز و توسل مي جويم به تو به علی بن موسی الرضا و به محمد بن علی مرتضی دو امام پاکيزه و برگزيده درود بر آن دو امام بزرگوار تا روشن باشد بامدادی و دائم و باقی است درودی که برافرازد آن دور بسوی خوشنوديت در مراتب اعلی از بهشت تو و توسل مي جويم بدرگاه تو به علی بن محمد رهبر و حسن بن علی آن دو راهنما و آن دو قيام کنندگان به امر بندگانت و آزموده به رنج و سختيهای هول انگيز و پر هراس و آن دو شکيبا در مقابل کينه های لغزاننده رحمت فرست بر آنها معادل پاداش صابران و برابر ثواب رستگاران درودی که آماده کنند برای آنها مقام بلندی را و توسل مي جويم به تو ای پروردگار به امام ما و محقق زمان ما آن روز وعده داده شده و آن گواه گواهی شده و آن نور درخشنده تر و تابش روشن تر و آن ياری شده به رعب و ترس و پيروز يافته با سعادت درود فرست بر او به تعداد ميوه ها و برگهای درخت و اجزاء ريگها به شماره موها و گرگ ها و به عدد آنچه فراگيرد به او دانش تو و بشمارد کتاب (تدوين و تکوين تو) رحمتی که غبطه خورند بدان اولين و آخرين خدايا محشور نما ما را در گروه او و نگاه بدار ما را بر اطاعت او و پاسداری نما به دولت او و هديه و تحفه ده به ما به ولايت او و ياری کن ما را بر دشمنان ما به عزت او و قرار ده ما را ای پروردگار از توبه کاران ای مهربانترين مهربانان خدايا براستی ابليس متمرد و سرکش لعنتی همانا از تو نظر خواست برای گمراه نمودن خلقت و تو مهلت دادی او را و از تو فرصت خواسته برای گمراه کردن بندگانت پس مهلتش دادی از جهت دانش قديمت درباره او و اکنون آشيانه گروه و لشکر او و زياده شده و ازدحام کرده سپاهيانش و پراکنده شدند دعوت کنندگان او در اطراف زمين و مبلغين او گمراه کردند بندگان تو را دسته دسته و گروههای پراکنده و حزبها و دسته جات سرکش و همانا خودت وعده دادی به کندن ريشه او و بر هم زدن دستگاهش نابود نما اولادش و سپاه او و پاک گردان کشورهای خود را از بدعتها و اختلافی که به وجود آورده و راحت کن بندگان خود را از روشها و قياسهايش و قرار بده روزگار بدی برای آنها و بگستران عدل خود را و پديد آر دين خود را و نيرو ده دوستانت را و سست نما دشمنانت را و واگذار سرزمينهای شيطان و سرزمينهای دوستانش را به اولياء خود و جاويددار آنها را در دوزخ و بچشان آنها را از عذاب دردناک و مقرر دار لعنت های خود را که به وديعت نهاده ای در جاهای نحس آفرينش و زشتيهای طبيعت بر سر آنها فروبار که موکل بر آنها گردند و جاری کردند در ميان آنها هر صبح و شام و هر چاشتگاه و پسين پروردگارا عطا کن به ما در دنيا حسنه و در آخرت حسنه ای و نگهدار ما را به رحمت خودت از عذاب آتش ای مهربانترين مهربانان -------------------------------------------------- رحمت مي فرستند تا برخيزد . تحف العقول ، ص (516) گناه مؤاخذه نشوم . تحف العقول ، ص (517) تحف العقول ، ص (517) نزديکتر است . تحف العقول ، ص (517) بزرگواری است برای نيکان ، و دشمنی بدان با نيکان زينتی است برای نيکان ، و دشمنی خوبان با بدان رسوايی است برای بدان . تحف العقول ، ص (517) تحف العقول ، ص (517) مسند الامام العسکری ، ص (288) و اگر بدکرداری بيند آن را فاش سازد . تحف العقول ، ص (517) امر خداست . تحف العقول ، ص (518) مي ستايد ، و در غياب بدگوئيش مي کند . اگر عطايی به برادرش رسد حسد برد ، و اگر گرفتار گردد او را وانهد . تحف العقول ، ص (518) نگردد . مسند الامام العسکری . ص (290) تحف العقول ، ص (519) تحف العقول ، ص (519) تحف العقول ، ص (519) پيش نمازها در مساجد دهد . الغيبة للشيخ الطوسی ، ص (133) باطل کرده است . تحف العقول ، ص (520) اين که عزيز شود . تحف العقول ، ص (520) مسند الامام العسکری ، ص (287) تحف العقول ، ص (520) گردد . تحف العقول ، ص (520) تحف العقول ، ص (520) بدتر از مرگ آن چيزی است که چون بر سرت آيد مرگ را دوست بداری . تحف العقول ، ص (520) تحف العقول ، ص (520) تحف العقول ، ص (520) دوستانش بسيار شوند . مسند الامام العسکری ، ص (289) برابر ديگرانش پند دهد زشتش کرده . تحف العقول ، ص (520) تحف العقول ، ص (520) تحف العقول ، ص (520) کسی است که واجبات را انجام دهد . زاهدترين مردم کسی است که حرام را ترک نمايد . کوشنده ترين مردم کسی است که گناهان را رها سازد . تحف العقول ، ص (519) تخم نيکی بکارد خوشی برداشت کند ، و هر که تخم بدی بکارد پشيمانی برداشت کند . هر که هر چه بکارد همان برای اوست . کند کار را بهره از دست نرود ، آزمند آنچه را مقدرش نيست به دست نياورد . هر که به خيری رسد خدايش داده ، و هر که از شری رهد خدايش رهانده است . تحف العقول ، ص (519) بحار الانوار ، ج 78، ص (379) بحار الانوار ج 78، ص (377) ![]() ![]() |
امشب شبی ست که از یه طرف شب خاتمه شهادت امام حسن(ع) و پیامبر اکرم(ص) و از طرف دیگه شب شهادت امام رضا(ع)ضامن آهو شهادت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع)............
یا ابا صالح المهدی تسلیت میگم.
یا ضامن آهو یا علی بن موسی الرضا ای کاش می شد امشب مشهد بودیم ...
یا ضامن آهو یه ضمانتی هم پیش امام حسین برای ما بکن تا ما رو راه بده کربلا................
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا
این نوحه ها رو حتما دانلود کنید..............................

نوحه جانسوز پاره جگر امام رضا (ع)
نوحه در سوگ شهادت ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع)
نوحه غریب و دلشکسته ، در حجره در بسته - شهادت امام رضا(ع)
نوحه و مرثیه در سوگ شهادت امام رضا (ع)

نوحه این حسین کیست با صدای سید جواد ذاکر
نوحه اگه دیونه ندیده ای با صدای سید جواد ذاکر
نوحه گوش بکنید داره میاد با صدای مرحوم ذاکر
نوحه اگه حسین است ... با صدای مرحوم سید جواد ذاکر
برای شادی روح آسید جواد صلوات
الهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا یا علی
بسم رب الحسین
سلام بر همه ی عاشقان حسینی
به همین زودی چهل روز گذشت ....
یه محرم دیگه و یه تاسوعا و عاشورا و اربعین دیگه گذشت....
خدایا ازت ممنونم که این فرصتو به ما دادی که توی مراسم عزاداری امسال ما هم باشیم....
از فردا می ترسم....
از فردا که همه دوباره به حال و روز اولشون بر می گردن همه به غیره چند نفر که واقعا توی محرم و صفر امسال توبه کردن میرن سر خونه ی اول....
اما خدایا این زمین بوی خون شهیدای کربلا می ده چطور ممکنه ما بچه شیعه ها فراموش کنیم ....اون همه مصیبت که فراموش شدنی نیست ما باید تموم سال رو به یاد امام حسین(ع) و شهیدان کربلا و خانواده های گرانقدرشون باشیم....
آهای مسلمونا آهای شیعه ها درسته محرم تموم شد درسته اربعین هم اومد اما دل ما همیشه عزاداره برای ما همیشه محرمه اگه این عشق تو دل ما نبود که یاد آقام امام حسین(ع) تا حالا تو دل ما نمی موند.
خدایا دلم گرفته آخه این دل منم کربلا می خواد....امشب توی کربلا همه هستن از چند روز پیش خیلی از زائرای حرمین پیاده راه افتادن تا امشب(اربعین حسینی)کربلا باشن.واقعا که خوش به سعادتشون آخه ما هم کربلا می خوایم آقا جون....
این حسین کیســـت که عالم همه دیوانه اوست
این چه شمعی است که عالم همه پروانه اوست
اين عشق آقام امام حسين(ع) هميشه تو دل ما ميمونه
شیعه یعنی شرح منظوم فـــــــلق
از حجاز و کوفه تا شام و حلب
***
شیعه یعنی یک بیابان بی کسی
غربت صد ساله بي دلواپسي
مصائب امام حسين(ع) از بیان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)در زیارت ناحیه مقدسه:
«سلام بر کسی که با خون زخم هایش غسل داده شد.»
«سلام بر کسی که با جام های نیزه و شمشیر شربت شهادت به کامش ریخته شد.»
«سلام بر کسی که رگ های قلبش با تیر دشمن بریده شد.»
«سلام بر کسی که محاسنش به خون خضاب شد.»
«سلام بر چهره بر خاک افتاده شده.»
«سلام بر آن بدن برهنه که لباس هایش را غارت کردند.»
«سلام بر دندانی که با چوب خیزران کوبیده شد.»
«سلام بر سر برفراز نیزه رفته.»
«سلام بر آن لب های تشنه کام و پژمرده.»
«سلام بر اعضای بریده بریده شده.»
«سلام بر سرهای بر فراز نیزه که شهر به شهر گردانده شدند.»
«سلام بر بانوانی که اسیر و دربه در شدند.»
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت
بفنائک.علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و
النهار.و لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم.السلام
علی الحسین٬و علی اولاد الحسین و علی اصحاب
الحسین.

ام البنين انگار مادر ادب است و ادب زاده ي اوست.تاريخ معرفت و ولايت غريب اين زن را با حيرت بر دست گرفته است.وقتي کاروان اسراي کربلا به مدينه نزديک مي شود کسي پيش تر از کاروان خود را به شهر مي رساند تا خبر ورود کاروان را اعلام کند.بشيراز مواجهه با يک تن بسيار پرهيز دارد و او«ام البنين»است.نمي تواند و نمي خواهد حامل خبر شهادت چهار دلاور يک مادر باشد.چه بگويد؟چگونه بگويد؟کدام زبان است که در هرم گدازنده ي اين خبر نسوزد؟!
اما مي شود آنچه نبايد بشود.
«ام البنين»نزديکي کاروان کربلا را درمي يابد و به سمت دروازه ي شهر به را مي افتد و در ميانه راه با بشير مواجه مي شود.
سوال ام البنين چيست جز:
چه خبر؟
چه بگويد بشير؟!به مادري که «ام البنين»بودنش به افتخار چهار پسر و چهار دلاور محقق شده است چه بگويد؟!تلاش مي کند که زهر مصيبت را آرام آرام و جرعه جرعه بنوشاند مي گويد:
سرت سلامت مادر!
عباست به شهادت رسيد.
و منتظر صيحه ي ام البنين مي ماند.
اما ام البنين انگار نمي شنود اين خبر را و باز مي پرسد:
چه خبر؟
و بشير مبهوت و متحير جرعه دوم را به ساغر صبوري ام البنين مي ريزد.
مادر!عبدالله هم به ديدار خدا شتافت.
انگار ام البنين باز هم چيزي جز پاسخ سوال خود مي شنود.
پرسيدم چه خبر؟!
و بشير ضربه ي خبر آخر را فرود مي آورد و خود را خلاص مي کند:
چه بگويم مادر!عثمان و جعفرت هم شهد شهادت نوشيدند.
اما ام البنين خلاص نمي شود آشفته تر مي شود.نقاب از چهره ي ادب بر مي دارد معرفت مکتوب را بر ملا ميکند و فرياد مي کشد:
بشير از حسين چه خبر؟
همه بچه هاي من و همه آنچه در زير اين گنبد ميناست به فداي ابي عبدالله بگو از او چه خبر؟
و بشير غريق اين درياي معرفت دست وپايي مي زند و خبر شهادت حسين(ع)را در جام جان ام البنين ميريزد.و ام البنين تنها يک جمله مي تواند بگويد:
«قطعت نياط قلبي»
بند دلم را پاره کردي شاهرگ حياتم را بريدي!
و بعد صيحه مي کشد گريبان مي درد و روي مي خراشد.
پس مهر مادري کجاست؟
مهر مادري اينجا ظهور نمي کند.اينجا همه جيز در مقابل خورشيد ولايت بي رنگ است.جايي كه حسين(ع)مطرح است ام البنين فرزندانش را نه تنها نمي بيند که بخاطر نمي آورد قابل طرح نمي داند حتي اينقدر که از سرنوشتشان سوالي بکند و خبري بگيرد.امااااااااااااااااا مهر مادري چيزي نيست که براي هميشه مکتوم بماند آن هم مادري مثل ام البنين و فرزنداني مثل عباس و عبدالله و عثمان و جعفر.
ام البنين افتخارش به اين چهار پسر رشيد و دلاور زيباست.اين چهار دسته گل براي او کنيه و لقب شده اند.آنقدر که نام اينان بر او نشسته است.اصلا بهانه ي اتصال او به خاندان ولايت هم همين معنا بوده است.
وقتي از هرم مصيبت حسين(ع)قدري کاسته مي شود ام البنين آرام آرام به ياد فرزندان خود مي افتد.در گوشه اي از قبرستان بقيع مي نشيند به ياد چهار گلدسته ي حرم مرثيه مي خواند و اشک مي ريزد آنچنانکه مردان قسي القلب هم از مرثيه هاي جانگداز او به گريه مي افتند.وقتي زنان مدينه با خطاب ام البنين او را تسليت مي گويند داغ دلش تازه مي شود و در ميان ضجه و مويه اشعاري را في البداهه زمزمه مي کند که ترجمه ي آن چنين است:
ديگر مرا ام البنين نخوانيد ديگر مرا مادر شيران شرزه ندانيد من بخاطر پسرانم ام البنبن خوانده مي شدم ولي اکنون هيچ پسري براي من نمانده است.
من چهار باز شکاري داشتم که همه آماج تير شدند از رگ و پي خود بريدند و مرگ را در آغوش کشيدند و بدن هايشان با نيزه هاي دشمنان تکه تکه شد و همه با اندام چاک چاک بر روي خاک غلطيدند و روز را به شب رساندند.
اي کاش مي دانستم که ماجرا همچنان است که من شنيده ام!
يعني به راستي دست هاي عباس مرا از تن بريده اند؟!!!!!!!!
از کتاب:ادب در کربلا
سید مهدی شجاعی
اینو هم حتما دانلود کنید از حمید علیمی
من و جداییت ای دلربا خدا نکند ، غم تو و دل ما و بلا خدا نکند
امشب توی خیمه های آقام مهدی موعود جشنه جشن تولد پدر بزرگوارش امام موسی کاظم(ع).
آقا جون این جشن رو به شما و یاران گرامیتون و تمامی شیعیان جهان تبریک میگم.
ای کاش امشب کاظمین بودم پای ضریح امام کاظم(ع)مینشستم آخه یه حدیث از شمس الشموس آقا علی بن موسی الرضا(ع) هست که میفرمایند:زیارت قبر پدرم٬موسی ابن جعفر(ع)٬مانند زیارت قبر امام حسین(ع) است.
یا موسی ابن جعفر یا باب الحوائج
دستخط امام موسي كاظم



قال امام موسی کاظم علیه السلام :
-امامت نور و روشنايى است ؛ همان كه خداوند عز و جل فرموده : «به خدا و پيامبر او و نورى كه فرو فرستاديم ايمان آوريد». فرمود : نور همان امام است . نور الثقلين: ٥ / ٣٤١ / ١٦
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-انتظارُ الفَرَجِ مِن الفَرَجِ
امام كاظم عليه السلام : انتظار فرج خود ، گونه اى گشايش است . الغَيبة للطوسيّ : ٤٥٩ / ٤٧١
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
- الإمامُ الكاظمُ عليه السلام : لا تَمْنَحوا الجُهّالَ الحِكمَةَ فتَظْلِموها ، ولا تَمْنَعوها أهْلَها فتَظْلِموهُ
امام كاظم عليه السلام : حـكـمت را در اختيار نـادانان مگذاريـد كـه به آن ستم كرده ايد و آن را از اهلش دريغ نكنيد كه به آنان ستم روا داشته ايد .بحارالانوار ج ٧٨ / ٣٠٣ / ١
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امام كاظم عليه السلام : يك روز در ميان حمّام رفتن انسان را چاق مى كند وهر روز حمّام رفتن چربى كليه ها را آب مى كند .

امشب دعا برای ظهور آقا رو فراموش نکنید.
التماس دعاي فراووووون
الهم عجل لوليک الفرج
يا علي
سر مي نهم به پاي تو يا صاحب الزمان
جان مي كنم فداي تو يا صاحب الزمان
تقديم ميكنم سرو جان را ز فرط شوق
گر بشنوم صداي تو يا صاحب الزمان
صد مرحبا بر آن كه گرفته است توشه اي
از روي دلرباي تو يا صاحب الزمان
آقا جون سلام.خيلي دلم تنگه .اي کاش امروز جمکران بودم.اي کاش اونجا بودموووووووووو باهات درد و دل مي کردم.اما آقا جون ميدونم که تو امام عصري هر وقت که صدات کنيم به حرفامون به دردو دلامون گوش ميدي...........آقا جون من يه گلايه دارم چرا امام حسين(ع) همه رو دعوت کرد که بيان کربلا اماااااااااااااا خوب آقا به خدا منم آدمم دل دارم ديگه طاقتم داره تموم ميشه پس کي نوبت ما ميرسه.........................؟
تورو به جون خواهرت زينب آقا جون
منم دعوت کن ديگه
دارم ميميرم از دوري کرببلا آقا جون ..............
ارباب خيلي حرفا باهات دارم اگه ميشه ما هم بطلب و قسمتمون كن كه بتونيم واسه يه بار هم كه شده به زيارتت بيايم.كه اگه كربلاتو نبينيم دق مي كنيم.
به خدا ميدونم يه روزي اين فراق به وصال تبديل ميشه يه روز پيش ضريحش ميشينمو ميگم آقا به خدا خيلي واست گريه كردم آقا خيلي آوارت بودم آقا خيلي دوست دارم آقا.
دوست دارم در راه خدا و در راه تو شهيد شم.
بخشي از دعاي عرفه
منم معترف به بدکاري و خطاکاري, منم همان که از روي جرآت ترا نافرماني کرد. منم آنکه از روي عمد ترا معصيت نمود. منم آنکه گناهش را از مردم پنهان داشت ولي در محضر تو گناه نمود. منم آنکه از بندگانت ترسيد و خود را از تو امان دانست. منم آنکه از قهر تو نهراسيد و از عذاب تو نترسيد, منم ستمگر بر خود, منم در گرو گرفتاري خويش, منم بنده بي حياء, منم مبتلا به رنج طولاني ….
بخشي دعاي عرفه از زبان امام سجاد (ع)
فرصت توبه را از دست ندهيد.
التماس دعاي فراووووون
الهم عجل لوليک الفرج
التماس دعا
يا علي

دو بیت شعر از امام خمینی(ره)برای مولایم امام علی (ع)
فارغ از هر دو جهــــــــــانم، به گل روى على از خُم دوست جوانم، به خَم موى على
طى كنم عرصه ملك و ملكوت از پى دوست يـــــــاد آرم به خرابات، چو ابروى على


16 مهرماه سال 1341 جلسه مهم حضرت امام خمينى (س) با مراجع قم در رابطه با انجمنهاى ايالتى و ولايتى
11 آذر ماه سال 1341 لغو تصويبنامه ساختگى انجمنهاى ايالتى و ولايتى به دنبال مبارزات پيگير حضرت امام خمينى (س) و صدور پيام حضرت امام خمينى (س) در مورد ختم اين غائله
2 بهمن سال 1341 تحريم رفراندوم غير قانونى و قلابى شاه از سوى حضرت امام خمينى (س)
2 فروردين ماه سال 1342 فاجعه خونين مدرسه فيضيه به دست عمال رژيم شاه
15 خرداد سال 1342 دستگيرى شبانه حضرت امام خمينى (س) . قيام تاريخى ملت ايران در اعتراض به دستگيرى حضرت امام (س)
4 تيرماه سال 1342 انتقال حضرت امام خمينى (س) از پادگان قصر به سلولى در عشرت آباد.
21 فرودين سال 1343 سخنرانى تاريخى حضرت امام خمينى (س) در مسجد اعظم قم پس از آزادى از حبس و حصر.
4 آبان 1343 سخنرانى كوبنده حضرت امام خمينى (س) به مناسبت طرح اسارتبار كاپيتولاسيون.
13 آبان 1343 بازداشت و تبعيد حضرت امام خمينى (س) به تركيه
21 آبان سال 1343 انتقال حضرت امام خمينى (س) از آنكارا به بورساى تركيه
13 مهرماه سال 1344 انتقال حضرت امام خمينى (س) از تركيه به بغداد
16 مهرماه 1344 حركت امام خمينى (س) از سامرا به كربلا بعد از تبعيد به عراق
23 مهرماه 1344 ورود و استقرار حضرت امام خمينى در نجف بعد از تبعيد به عراق
23 آبان 1344 شروع درسهاى حوزهاى حضرت امام خمينى در نجف پس از تبعيد به عراق
- 12 ارديبهشت 1356 پيام حضرت امام خمينى (س) به مناسبت چهلم شهداى قم
2 مهرماه 1357 محاصره منزل حضرت امام خمينى (س) توسط نيروهاى بعثى عراق
10 مهرماه 1357 هجرت حضرت امام خمينى (س) از عراق به سوى كويت
13 مهرماه 1357 هجرت حضرت امام خمينى (س) از عراق به فرانسه
12 بهمن 1357 بازگشت امام خمينى (س) به ميهن اسلامى پس از 15 سال تبعيد.
با دلي آرام و قلبي مطمئن و روحي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص، و به سوي جايگاه ابدي سفر ميكنم. و به دعاي خير شما احتياج مبرم دارم.
وصيتنامه امام خميني رحمه الله عليه


روحش شاد و یادش گرامی
السلام علیک یا اولاد الحسین(ع)
--------------------------------------------------------------------
۱-عرض کرد می خواهم داناترین مردم باشم.
حضرت فرمود از خدا بترس
۲-عرض کرد می خواهم از خالصان درگاه خدا باشم.
حضرت فرمود شب و روز قرآن بخوان
۳-عرض کرد می خواهم همیشه دل من روشن باشد.
حضرت فرمود که مرگ را فراموش نکن
۴-عرض کرد می خواهم همیشه در رحمت حق باشم.
حضرت فرمود با خلق خدا نیکی کن
۵-عرض کرد می خواهم از دشمن به من آفتی نرسد.
حضرت فرمود توکل به خدا کن
۶-عرض کرد می خواهم در چشم مردم خوار نباشم.
حضرت فرمود پرهیزگار باش
۷-عرض کرد می خواهم عمر من طولانی باشد.
حضرت فرمود صله رحم کن
۸-عرض کرد می خواهم روزی من وسیع گردد.
حضرت فرمود همیشه با وضو باش
۹-عرض کرد می خواهم به آتش دوزخ نسوزم.
حضرت فرمود که چشم و زبان خود را ببند
۱۰-عرض کرد می خواهم سنگین ترین مردم باشم.
حضرت فرمود از کسی چیزی مخواه
۱۱-عرض کرد می خواهم پرده عصمتم دریده نشود.
حضرت فرمود پرده کسی را مدر
۱۲-عرض کرد می خواهم که گورم تنگ نباشد.
حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره تبارک
۱۳-عرض کرد می خواهم که مال من بسیار شود.
حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره واقعه هر شب
۱۴-عرض کرد می خواهم فردای قیامت ایمن باشم.
حضرت فرمود میان شام و خفتن به ذکر خدا مشغول باش
۱۵-عرض کرد می خواهم از خالصان باشم.
حضرت فرمود در کارها راستی و درستی پیشه کن
۱۶-عرض کرد می خواهم برای من عذاب قبر نباشد.
حضرت فرمود جامه خود را پاک نگهدار
۱۷-عرض کرد می خواهم خدای تعالی را در نماز حاضر یابم.
حضرت فرمود در وقت ساختن وضو بسیار دقت کن
۱۸-عرض کرد می خواهم بدانم گناهانم به چه چیز ریخته می شود.
حضرت فرمود به تضرع و توبه و حال بیچارگی
۱۹-عرض کرد می خواهم در نامه عمل من گناه نباشد و همیشه خیر و خوبی باشد.
حضرت فرمود به پدر و مادر نیکی کن
اینو حتما تا آخر بخونید.
رقیه که از شدت گریه به سکسکه افتاده بود بریده بریده میگفت:
بابا ...سر بابا را در خواب دیدم که در طشت بود و یزید بر لب و دندان و صورت او چوب می زد. بابا خودش به من گفت که بیا.
تو با هر زبانی که بلدی و با همان شیوه ای که همیشه او را آرام می کرده ای تلاش می کنی که آرامش کنی و از یاد پدر غافلش گردانی اما نمی شود این بار دیگر نمی شود.
گریه ی او بی تابی او و ضجه های او همه ی کودکان و زنان خرابه نشین را و سجاد را آنچنان به گریه می اندازد که خرابه یک پارچه گریه و ضجه می شود و صدا به کاخ یزید می رسد.
یزید که می شنود دختر حسین به دنبال سر پدر می گردد دستور می دهد که سر را به خرابه بیاورند.
ورود سر بریده ی امام به خرابه انگار تازه اول مصیبت است.رقیه خود را به روی سر می اندازد و مثل مرغ پر کنده پیچ و تاب می خورد.می نشیند بر می خیزد دورسر می چرخد به سر نگاه می کند بر سر صورت و دهان خود می کوبد خم می شود زانو می زند سر را در آغوش می کشد می بوید می بوسد خون سر را با دست و صورت و مژگان خود می سترد و با خون خود که از دهان و گوشه لب ها و صورت خود جاری شده در می آمیزد اشک می ریزد ضجه می زند صیحه می کشد مویه می کند روی می خراشد گریه می کند می خندد تاول های پایش را به پدر نشان میدهد شکوه می کند دلداری میدهد اعتراض می کند تسلی می طلبد و خرابه را و جان همه خراباتیان را به آتش می کشد.
بابا! چه کسی محاسن تو را خونین کرده است؟
بابا! چه کسی رگ های تو را بریده است؟
بابا! چه کسی در این کوچکی مرا یتیم کرده است؟
بابا! چه کسی یتیم را پرستاری کند تا بزرگ شود؟
بابا! این زنان بی پناه را چه کسی پناه دهد؟
بابا! این چشمهای گریان٬این موهای پریشان٬این غریبان و بی پناهان را چه کسی دستگیری کند؟
بابا! شب ها وقت خواب چه کسی برایم قرآن بخواند؟ چه کسی با دست هایش موهایم را شانه کند؟چه کسی با لب هایش اشک هایم را بروبد؟چه کسی با بوسه هایش غصه هایم را بزداید؟چه کسی سرم را بر زانویش بگذارد؟چه کسی دلم را آرام کند؟
کاش مرده بودم بابا! کاش فدای تو می شدم!کاش زیر خاک بودم!کاش به دنیا نمی آمدم!کاش کور می شدم و تو را در این حال و روزنمی دیدم.
مگر نگفتند به سفر می روی بابا؟ این چه سفری بود که میان سر و بدنت فاصله انداخت؟ این چه سفری بود که تو را از من گرفت؟
بابای شجاع من! چه کسی جرات کرد بر سینه ی تو بنشیند؟ چه کسی جرات کرد سرت را از تن جدا کند؟ چه کسی جرات کرد دخترت را یتیم کند؟
تو کجا بودی بابا وقتی ما را بر شتر بی جهاز نشاندند؟
تو کجا بودی بابا وقتی به ما سیلی می زدند؟
تو کجا بودی بابا وقتی کاروان را تند می راندند و زهره مان را آب می کردند؟
تو کجا بودی بابا وقتی آب را از ما دریغ می کردند؟
تو کجا بودی بابا وقتی به ما گرسنگی میدادند؟
تو کجا بودی بابا وقتی عمه ام را کتک می زدند؟
تو کجا بودی بابا وقتی برادرم سجاد را به زنجیر می بستند؟
تو کجا بودی بابا وقتی شب ها در بیابان های ترسناک رهایمان می کردند؟
تو کجا بودی بابا وقتی سایه بانی را در ظل آفتاب از ما مضایقه می کردند؟
تو کجا بودی بابا وقتی مردم به ما می خندیدند؟
تو کجا بودی بابا وقتی که ما بر روی شتر به خواب می رفتیم و از مرکب می افتادیم و زیر دست و پای شترها می ماندیم؟
تو کجا بودی بابا وقتی مردم از اسارت ما شادی می کردند و پیش چشم های گریان ما می رقصیدند؟
تو کجا بودی بابا وقتی بدن هایمان زخم شد . پوست صورت هایمان برآمد؟
تو کجا بودی بابا وقتی عمه ام زینب سجاد را در سایه ی شتر خوابانده بود و او را باد می زد و گریه می کرد؟
تو کجا بودی بابا وقتی عمه ام زینب نمازهای شبش را نشسته می خواند و دور از چشم ما تا صبح گریه می کرد؟
تو کجا بودی بابا وقتی سکینه سرش را بر شانه ی عمه ام زینب می گذاشت و زار زار می گریست؟
تو کجا بودی بابا وقتی از زخم های غل و زنجیر سجاد خون می چکید؟
تو کجا بودی بابا وقتی ما همه تو را صدا می زدیم ؟
جان من فدای تو باد بابا که مظلوم ترین بابا ی عالمی!
بابا! من این را می فهمم که تو فقط بابای من نیستی٬بابای همه جهانی.
پدر همه عالمی٬امام دنیا و آخرتی٬نوه ی پیامبری٬فرزند علی و فاطمه ای٬پدر سجادی و پدر امامان بعد از خودتی٬تو برادر زینبی!
من اینها را می فهمم و می فهمم که تو بابای همه ی کودکان جهانی و میفهمم که همه دنیا به تو نیازمند است.
اما الان من بیش از همه به تو محتاجم و بیشتر از همه٬فرزند توام٬دختر توام٬دردانه ی توام.
هیچ کس به اندازه ی من غربت و یتیمی و نیاز به دست های تو را احساس نمی کند.همه ممکن است بدون تو هم زندگی کنند ولی من بدون تو می میرم.من از همه ی عالم به تو محتاجترم.بی آب هم اگر بتوانم زندگی کنم بی تو نمی توانم.
تو نفس منی بابا! تو روح و جان منی.
بی روح٬بی نفس٬بی جان٬چه کسی تا به حال زنده مانده است؟!
بابا! بیا و مرا ببر.
منبع:کتاب آفتاب در حجاب
الهم عجل لولیک الفرج